جلال جلالى زاده

198

مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )

3 - احكامى كه در كتاب‌هاى پيشين ذكر شده ، ولى در قرآن و سنت اشاره‌اى به آن‌ها نشده است ، چنين احكامى معمول به نيستند ؛ چون ما مأمور به پيروى احكامى هستيم كه بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نازل شده‌اند ، پس احكام مذكور شريعت ما نيستند . 4 - احكامى كه در شريعت ما ذكر شده‌اند كه نه مورد تأييد قرار گرفته‌اند و نه مورد مخالفت ( مائده / 45 ) . چنين احكامى از تعداد انگشتان دست كمتر هستند و علما درباره‌ى حجيت آن‌ها اختلاف دارند . برخى از علما آن‌ها را معتبر دانسته و پيروى از آن‌ها را لازم مىدانند ، اين ديدگاه علماى حنفيه ، مالكيه و روايتى از احمد و برخى از شافعيه است ، ولى اكثر شافعيه و روايتى از امام احمد آن را حجت نمىدانند . شروط خطاب التكليف : شرطهايى هستند كه به خطاب التكليف مربوطند و آن‌ها اوصافى هستند كه مكمل مشروط در آن‌چه كه حكم آن اقتضا مىكند مىباشند ، مانند طهارت و ستر عورت كه شروط نمازند و مكمل عمل نماز . شروط خطاب الوضع : اوصافى هستند كه مكمل مشروط در آن‌چه كه اقتضا مىكند ، مثل حول در زكات و احصان در سنگ‌ساركردن متأهل . شريعت : مجموعه‌اى از اصول ، عقايد ، مبادى و نهادهاى سياسى ، اجتماعى ، اقتصادى و جنايى است كه خداوند براى تنظيم زندگى فردى و اجتماعى انسان‌ها تشريع كرده است . اين نهادها و مبادى به سبب عموميت ، ثبات ، توازن ، دوام و منبع و منشأ الهى بودن آن‌ها و تغييراتى كه در تطبيق بعضى از آن‌ها حادث مىشود ، متمايز مىگردند . اين ، در نتيجه‌ى تغيير فهم مردم و تفاوت سطح درك مقاصد و اهداف است و هيچ تغييرى در ماهيت نهادها و گوهر آن‌ها ايجاد نمىشود . شعيره : آن‌چه كه شارع به آن امر نموده يا انجام آن را مستحب شمرده است . احكامى كه نماد مبادى و اصول كلى اسلام هستند ، مانند حج كه شارع به آن امر كرده و بيانگر توحيد و فرمان‌بردارى خداوند است . شكر : توصيف نيكو به جهت تعظيم و تمجيد به خاطر نعمت . انسان